روزي يك مرد ثروتمند ، پسر بچه كوچكش را به يك ده برد تا به او نشان دهد مردمي كه در آن جا زندگي می كنند چقدر فقير هستند. آنها يك روز ويك شب را در خانه محقر يك روستايي به سر بردند... در راه بازگشت و در پايان سفر، مرد از پسرش پرسيدنظرت در مورد : مسافرت مان چه بود؟ پسر پاسخ داد: عالي بود پدر! پدرپرسيد:آيا به زندگي آن ها توجه كردي ؟پسر پاسخ داد:آره پدر به زندگی ان ها توجه کردم.پدر پرسيد:چه چيزي از اين سفر ياد گرفتي؟پسر كمي انديشيد و بعد به آرامي گفت:فهميدم كه ما د ر خانه يك سگ داريم و آن ها چهارتا .ما در حياط مان فانوس هاي تزئيني داريم و آ نهاستارگان را دارند . حياط ما به ديوارهايش محدود مي شود اما باغ آنهابي انتهاست!در پايان حرف هاي پسر، زبان مرد بند آمده بود . پسر اضافه كرد:متشكرم پدر كه به من نشان دادي ما واقعأ چقدر فقير هستيم........... میدانم رفیق، خسته ای از هر چه نگفتن های بی جواب میدانی رفیق، باور ریختن تمام برگهای پاییزی، ریخت مرا میدانم رفیق ، تحمل این ههمه اثبات ، برای انکار کشت تورا میدانی رفیق، حالا روز های زیادی برای ندیدن دوباره فرصت هست میدانم رفیق ، دیدن به یاد ندیدنت نمی اندازد ،دیگر تورا میدانی رفیق،..................... میدانم رفیق،................ حالا که میدانی بیا و در این جاده پاییزی رو به غروب خورشید، لختی بنشینیم و از صدای سایش بال رویاها، برای کودکان فردا قصه ای بسازیم به رنگ هرچه سادگی ها و نگفتن های بی جواب طولانی بیا برویم رفیق.......... این جاده برای تو نیز سهمی دارد به سوی غروب بگذر ازین انکار خستگی ، که نگاه خسته ات اثبات همه انهاست همین رفیق.......همین ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ فلک هر که از دیده مان رفت ز خاطر ببریم یا که چون فصل خزان آمد و گل رفت به خواب دل به عشق دگری داده ز آنجا بپریم وسعت دیده ما خاک قدمهای تو بود خاک زیر قدمت را به دو دنیا بخریم منم اینو تقدیمت میکنم یادته اینو خیلی دوست داشتی اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست... به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم. مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟ بگو معنی تمرین چیست؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟ بریدن از خودم را؟ مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی؟ از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند نگاهت را از چشمم برندار... مرا از من نگیر هوای سرد اینجا را دوست ندارم مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام...... مادرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
دنيا كه شروع شد زنجير نداشت آدم بود كه زنجير را ساخت زنجيري. خدا دنياي بي زنجير مي خواست امتحان آدم همين جا بود خدا گفت يك نفر زنجيرهايش را پاره كرد ديوانه بود و نه زنجيري زنجير مي خواست. ليلي مجنون را بي زنجير مي خواست ليلي كمك كرد تا مجنون زنجيرش را پاره كند نمي خواست زنجير باشد ليلي ماند؛ زيرا ليلي نام ديگر آزادي است مثله همه ی شبا... نمیدونم چی بنویسم که خالی بشم؟ اما از همون خدایی که این روزو برام ساخته میخوام بپرسم چرا؟؟؟ چرا من!!! هرکی نبینه تو که حالو وضعه منو میبینی؟ اینا کیا هستن که اطرافمو گرفتن... تو بهم بگو....حبیبی امشب شبه عجیبی برام بود این چند شب حالم زیاد خوب نیست هزاران سوال دارم که فقط با یه کلمه عنوان میشه چرا؟؟؟؟؟ نمیدونم چرا امشب دارم مینویسم شاید بخاطر حرفی که مونده سر دلم دلیلشو نمیدونم نفهمیدم کاری که کردم احترام چرا؟چرا این کارو کردم چرا زبونم بسته شد؟ چرا به خاطر یه نفر به یه کسی احترام گذاشتم که با تندی جوابمو داد؟؟ منم سکوت کردمو خندیدم حتی به روی کسی که این کارو کرد نیووردم خودمم نفهمیدم گمم پرتم گیجم شاید نمیدونم باید برم سخته خدا جونم کمکم کن که بتونم ببخشم نمیخوام سختی بکشن کمکم کن بتونم بگذرم سخته یه اما...و چند تا نقطه دوست دارم همیشه خوب باشم شاید نبودم یا کم بودم اما الان زیاد میخوام خوبی رو... چون ندیدم شاید خودم بتونم خودمو سیراب کنم
هیچ چیز برای گفتن وجود نداره........... جایی هست که........
این همون دنیای کثیفی که ولش نمیکنم...... خیلی بهم ریختم.....
مردی درحال تمیز کردن اتومبیل تازه خود بود که متوجه شدپسر ۸ ساله اش بر روی ماشین خط می اندازد…. مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمی بر دستان کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شوددر بیمارستان کودک انگشتان دست خود را از دست دادکودک پرسید : پدر انگشتان من کی دوباره رشد می کنند ؟مرد نمی توانست سخنی بگویدبه سمت ماشین بازگشت و شروع به لگد مال کردن ماشین کرد و چشمش به خراشیدگی که کودک کرده بود خورد که نوشته بود !
دوستت
دارم
پدر
![]()
![]()
با خودت فکر کن توچیکارکردی ؟
| Design By : pesare jahaname |

